تبليغاتX
گندم برشته

گندم برشته

یادداشت های پراکنده یک تبعیدی

برای ادم بیچاره از در و دیوار می باره.یک وبلاگ قراضه تو پرشین دارم که فعلا برای خودم فیلتره.یعنی همه دوستام می تونند وارد اون بشن و از مطالب توپی که کمینه تحریر میکنه استفاده فراوان ببرند الا خودم.لابد فقط خودم نامحرم هستم. همه اش تو فکر بودم که کاش می رفتم و یک اقای صاحب علمی پیدا میکردم  صیغه محرمیتی چیزی بین من و این وبلاگم بخونه بلکه منم بتونه از این وبلاگ عزیزم رو گشائی کنم.ولی از اون ور شیطون میگفت که تو که علم و سواد درست حسابی که نداری از عربی مربی هم که چیزی حالیت نیست حالا یک وقت دیدی چشم اقا رو گرفتی و نا غافل تو رو واسه خودش عقد کرد.درسته که همچین بروروئی نداری ولی خب ادم کج سلیقه هم تو دنیا کم نیست.یعنی مایه کار یک بله است.تو که نمیدونی که به چی داری بله میدی یعنی سوادش رو نداری.چشم باز کنی می بینی که کار از کار گذشته.پس بهتره که بسوزی و بسازی.

تو همین شیش و بش بودم که خبر رسید که چه نشسته ای که کل پرشین هک شده.یعنی وبلاگ تو که هیچ به قول برادرمون اقای قلعه مرغی -یا یک چیز دیگه- کل و یوم وبلاگای پرشین رفتن تو حال و حالا حالا ها در نمی یان.اولش باور نکردم ولی بعد که چک کردم دیدم که نه بابا این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیستش.مسئله جدیه. فعلا قول چند روز دیگه رو دادن و خدا میدونه که این چند روز دیگه قراره کی برسه.منم که اگه یک روز حرف نزنم غمباد میگیرم.این بود که دست به دامن اون یکی وبلاگم شدم که همین باشه که در خدمتتون هستم.فعلا اینجا هر وقت شد چند کلمه ای می نویسم تا چه پیش اید.

نمیدانم چرا نمیتونم از پرشین دل بکنم و بیام اینجا.هر وقت اومدم موقتی بود.

بابا مرگ یک بار شیون هم یکبار،بالاخره یک تصمیمی بگیر و کار رو یک سره کن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 20:22  توسط چادر زری  |