1-ردیف کاج های تازه بریده پشت دیوار شمالی سفارت ایتالیا در فرمانیه بزودی خشک میشوند و برگ های سوزنی انها در انتظار مشتری می ریزد.مرد فروشنده چند تائی را فروخته ولی انگار ان قدربه جیب زده که نگران خشک شدن بقیه نباشد.پولهایش را می شمارد انعامی به رفتگر محله می دهد و بقیه را به امان خدا رها میکند و می رود.
درخت بزرگ پلاستیکی کریسمس را برای پنجمین سال بر پا کرده اند. غرق حباب های رنگ و وارنگ و لامپ های کوچک رنگی است.اینجا دیگر کسی نگران خشک شدن برگهای کاج نیست.لزومی ندارد که انرا دیر بر پا کنند و فقط چند روز نگه دارند.می شود انرا تا سال دیگر هم همچنان در اتاق نگه داشت.
بیرون اما همه جا و همه چیز یخ زده است.اسمان ابری و اخم الود.زمین پوشیده از لایه ای از یخ و برف چند روز مانده است.ماشین های برف روب برف خیابان ها و پارکینگ ها رادر گوشه ای تلنبار کرده اند.پشته های یخ و برف همه جا دیده می شوند.ارتفاع بعضی چند برابر قد یک انسان است.خیابان ها خلوت و تک وتوک مردمی که یقه پالتو ها بالا کشیده اند به سرعت در حال عبورند.همه جا تعطیل است.
روز کریسمس
درون خانه ها زیر کاج های تزئین شده هدیه ها منتظر صاحبانشان هستند.برای من که عادت به دیدن عید و سال نو در بهار دارم کمی عجیب است که انرا در زمستان جشن بگیرم.ولی هم رنگ جماعت می شوم وبهترین ارزو ها و تبریکات را به هر که بر سر راهم قرار گیرد نثار می کنم.
وبرای من که در نوروز هم حتی هدیه ای از کسی ندارم انگار کریسمس وروز تولد عیسی مسیح پر برکت تر است.هدیه ها از شماره بیرون است.
2-روز بعد از کریسمس روز حراج روز کاسبی های بزرگ روز هجوم مردم
از خانه که می زنیم بیرون از ردیف اتومبیل ها در بزرگ راه می شود فهمید که همه به کدام طرف می روند.
صف اتومبیل ها برای خروج از بزرگ راه و ورود به محوطه پارکینگ های مرکز خرید حرکتی لاک پشت وار دارند.یک ساعتی طول می کشد تا خود را به محوطه پارکینگ ها برسانیم و با هزار ترفند جای پارکی پیدا کنیم.هوا همچون روز های دیگر گرفته و باد سردی می وزد که درجه هوا تا 10- درجه پائین می اورد.درون مرکز خرید اما گرم و پر هیاهوست.از همه تیپ و طبقه و رنگی در ان دیده می شود.هفتاد و دو ملت با لباس های جور واجور.مغازه ها پر از کالاهستند.اماچیز دندان گیری برای ما ندارند.این ماجرا یک هفته ای و در بعضی جا ها بیش از یک ماه ادامه دارد.قیمت ها مرتب پائین می ایند واجناس کمتر و کمتر می شوند.لباس ها همگی اخرین مد نیستند ولی قیمت نازل بعضی حد اقل می تواند تن بسیاری را که پول کافی ندارند بپوشاند.
گشتی می زنیم و داخل چند مغازه دیگر سرک می کشیم.نهاری می خوریم و می زنیم بیرون.جمعیت ان قدر زیاد است که رفت و امد را مشکل کرده است.
بهتر است که برگردیم.
دست خالی بر میگردیم.
3-باد و کولاک برف و سرما روز سال نو از نیمه شب برف شروع به بارش می کند.صبح دمای هوا 6- است.برف یک ریز می بارد.باد دانه های ریز برف را لوله می کند و می کوبد زیر طاق بالکن.در خیابان کسی نیست.گاهی اتومبیلی به ارامی عبور می کند ولی خط لاستیک ان بزودی زیر برف تازه گم می شود.صدای برخورد تیغه ماشین های برف روب با اسفالت در خیابان می پیچد.از پنجره بیرون را نگاه می کنم جنبنده ای در خیابان نیست.
بعد از ظهر هوا بهتراست.بارش برف متوقف شده ولی هوا سرد تر می شود.کم کم سر و کله مردم در خیابان پیدا می شود.توی خانه نمی شود ماند.از خانه می زنیم بیرون.گشتی در خیابان .همه به تو سال نو را تبریک می گویند و تو در جواب باید سال نو را به انها تبریک بگوئی حتی اگر فکر کنی که این سال نو به تو ربطی ندارد. ساعت 5 برگردیم به خانه.شب دمای هوابه 24- درجه می رسد.اگر در خیابان باشی یک دقیقه هم نمی توانی تحمل کنی .ابر ها پراکنده شده اند.فردا روز سردی خواهد بود.تلویزیون می گوید هفته اینده دمای هوا به ۱۳ درجه بالای صفر خواهد رسید.
انگار این هوا واقعا دیوانه است.
