*******
ذکر علی لاریجانی
ان عارف کامل،ان مذاکره کننده قابل،ان چکیده غیرت،ان خلاصه همت،ان مبارز میدان جهاد،ان دارنده وزارت ارشاد،ان سپاهی اهل علم،ان خداوند صبر وحلم،ان گرداننده صدا و سیما،ان داننده علم الجبرا،ان عاشق انرژی هسته،ان به دام راکتور و اب سنگین پای بسته،ان سازنده برنامه هویت و چراغ،ان دوستدار نان بربری داغ،ان دبیر شورای امنیت ملی شیخ وقت علی ابن الهاشم الاملی اللاریجانی بود و با تمام بزرگان قوم دوست جان جانی بود.
نقل است:که چون برنامه چراغ از سیما پخش نمود چهل شبانه روز در زاویه خانقاه نشست و جز تسبیح حق تعالی نگفت و جز سجده شکر نکرد به شکرانه ان تو فیق که در دعوت خلق یافت و ان نذر که چون چلچراغ شود چهل مرتبت با پای پیاده بر بیت الله الحرام مشرف شود.
و گفتند:که در کودکی اب نبات و جوز قند عظیم دوست داشتی و بدان خیانت تعلیق که در عهد شیخ محمد بر عهده مسلمین امد دیگر لب بدان نگشود و جز باقلوا و پشمک و کیک زرد تناول ننمود.
پرسیدند از وی:که سفر وین دوست تر داری یا نطنز گفت:چهل بار بر وین شدم و یک بار نماز بر پا نکردم و نقل است که چون قصد نطنز می کرد دو سال روزگار می بایست تا انجا رسد و در هر گام سجاده می گسترد و دو رکعت نماز می خواند که این نه جای اندک است که یک باره به ان توان رسید.
و گفتند:که پیوسته محمد البرادعی را سه چیز می فرستاد:گز اصفهان،پسته رفسنجان قالی کرمان و پیغامش می داد که:چون گز شیرین باش چون پسته خندان و چون قالی گشاده دست و بدان مکتوب که به مجمع بزرگان فرستی کام ما شیرین لب ما خندان و روی ما نیز گشاده گردان.
وگفت:هیچ دعائی مرا خوشتر از این نباشد که بعد از نماز ده هزار مرتبت بخوانم:
اللهم احفظنا من الشر البوش الخناس والبلر النسناس والسارکوزی اللئیم والشیطان الرجیم به رحمتک یا ارحم الراحمین.
و گفتند:که چون در جوانی خاتم العارفین شیخ محمد اردکانی را از وی کدورتی در دل افتاد به اشارتی چهل سال او را در حلقه مریدان رخصت نداد و هر روز بر در خانقاه می رفت و العفو العفو می گفت چندان که شیخ را رحمتی در دل افتاد و از گناهش در گذشت و گویند که این شیخ محمد را عطوفتی عظیم در دل بود از کسان.
نقل است که:چون فرمانش رسید حوانی بر وی گماشتند جلیلی نام ودر وقت قبض روح چون ملک الموت بر بالینش حاضر شد مهلتی خواست و بر ان جوان بانگ بر اورد که:جلیلی خیلی جلیلی و چون وفاتش رسید بزرگی او را به خواب دید و گفت:در حال نزع ان چه حال و چه سخن بود گفت:من ان سخن به عادت مالوف بهر حفظ نظام گفتم نه دوستی با ان جوانک خام.
و گویند روحش هزار سال در راه وین در امد و شد بود و مسافران بسیار ان دیدند و کس سبب ندانست رحمت الله علیه.