اعتراض گسترده مردم و دولت ایران به انجام هم زمان دو سرقت بزرگ تاریخی و ادبی از ایران یعنی فروش سر سرباز هخامنشی در لندن و برگذاری مراسم بزرگداشت سال مولانا در ترکیه همراه با جار و جنجال فراوان صدا و سیما نشان دهنده هوشیاری،درایت و موقع شناسی ما مردم و دولتمردان ماست.واقعا باید به این همه غیرت و تعصب تبریک گفت.منتهی من نمیدانم که چرا هیچکس اعتراضی به وجود نیمی از بهترین حجاری های تخت جمشید در موزه لوور(گویا انجا یک تخت جمشید کوچک ساخته اند)و زیبا ترین نقش برجسته های رنگی روی سفال لعابدار به سرقت رفته از پاسارگاد و از همه مهمتر لوح سنگی منشور حقوق بشر کورش کبیر در بریتیش میوزیوم لندن(که این دو تا را دیگر به چشم خودم دیده ام) و هزاران لوح گلی کشف شده در تخت جمشید در دانشگاه پنسیلوانیا امریکا(که خودشان هم قبول دارند متعلق به ایران است) و هزاران اثر تاریخی دیگر در نقاط مختلف جهان، ندارد و نگران انها نیست؟چرا هیچکدام از دولتمردان ما کاری برای برگشت انها به ایران نمیکند؟چرا بوق صدا و سیما اینجا از صدا افتاده است؟و چرا هیچ کس در این کشور به فکر جهانی کردن حافظ و سعدی و فردوسی و دیگران به ان ترتیبی که ترک ها برای مولانا انجام می دهند،نیست؟ شاید همتش را نداریم یا زورمان نمی رسد و یا اصلا بی ربط می گوئیم.
به نظر می رسد اینها همه اش بزرگ کردن چند مسئله کوچک و عادی برای کوچک کردن بعضی مسائل بزرگ است.اینها همه مصرف داخلی دارد.ایها همه نواختن سرنا از سر گشادش است.
به قول مولانا:
گفت شیخا خوب ورد اورده ای لیک سوراخ دعا گم کرده ای
پ.ن. پریروز یکی زنگ زده بود به رادیو که:سر سرباز هخامنشی را هم فروختند.یک کاری بکنید، بدبخت شدیم.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:43  توسط چادر زری
|