از هفت دریا گذشتم،
با دیو و جن و پری هم نشین شدم،
دنیا دیدم،
(و شاید هنوز دارم می بینم،نمیدانم)
از جابلقا و سابلقا گذشتم،
ودر قاف منزل کردم.
هیچ چشمی به مهربانی چشم تو ندیدم
دلم برای هیچ دلی جز دل تو نتپید
هیچ جا برایم اینجا نشد
بازگشتم.
سلام دوستان.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 4:12  توسط چادر زری
|
